1454854741-U84-N329

چرا ايراني بخريم؟

مهم‌ترين عنصر مردمي اقتصاد مقاومتي در بعد مصرف‌کننده، مشتري کالاي داخلي بودن است. مردم به عنوان مصرف‌کننده چند کار ضروري و مهم در تحقّق اقتصاد مقاومتي به عهده دارند. بهينه مصرف کردن (به معني مصرف به‌جا و دور از اسراف) يکي از وظايف اساسي عامّه مردم است. اما اين موضوع که در جاي خود بايد بحث شود و اهمّيت فراواني هم دارد، در مقايسه با موضوع «مصرف کالاي داخلي» در درجه اهمّيت بعدي قرار دارد؛ علت هم کاملاً روشن است: چه چيزي را بايد بهينه مصرف کرد؟ بايد از حوزه کالاي داخلي و خارجي انتخاب صورت بگيرد، آنگاه آن کالا را بهينه مصرف کرد. پس اهمّيت مصرف کالاي داخلي توسط مردم (از جهت مصرف‌کننده بودن) مهم‌ترين موضوعي است که بايد پيرامون آن بحث کرد.

مصرف کالاي داخلي مي‌تواند در يک تقسيم‌بندي منطقي از دو زاويه مورد بررسي قرار بگيرد: عقلي و نقلي. يک وقت ما براي استناد به مصرف کالاي داخلي و اهميت آن به روايات و آيات رجوع مي‌کنيم و با استفاده از ابزار «نقل» به تبيين آن مي‌پردازيم. اما صورت ديگر اين است که ما مسئله مصرف کالاي داخل توسط مردم را از منظر عقلي و فارغ از تبيين ديني آن مورد بررسي قرار دهيم. اين تمايز به دليل نگاه‌هاي سکولاريستي به حوزه اقتصاد مقاومتي نيست و تنها در حوزه حکمت نظري مي‌خواهيم بررسي کنيم. تحليل‌هاي علمي و عقلي صرف، در علوم اسلامي کاملاً جايز شمرده مي‌شود، کما اينکه بزرگ‌ترين مصداق آن نيز علم فلسفه اسلامي است. از آن جايي‌که اقتصاد مقاومتي هم مي‌تواند در حوزه علوم اسلامي قرار بگيرد، فارغ از بُعد نقلي به بررسي آن مي‌پردازيم.

اهميت ديگر اين نگاه، مشموليت غير مسلمان‌ها در دايره تکليف‌گرايي است که به قوّت عناصر اين جبهه مي‌تواند بيافزايد؛ اتفاقي که در دوران جنگ تحميلي رخ داد و به‌خوبي کشور از آن بهره برد.

براي بررسي عقلي چرايي مصرف کالاي داخلي بايد به چند نکته اشاره کنيم که اين نکات هيچ ارتباطي به مذهبي بودن يا نبودن ندارد و دلايلي است مبني بر اين که هر کسي که در خاک ايران زندگي مي‌کند، اگر مي‌خواهد وضعيت کشور از نظر اقتصادي بهتر شود بايد کالاي داخلي مصرف کند.

 کشور ما که به شدّت به دلارهاي نفتي وابسته است، در شرايط تحريم نفتي با مضيقه ورود دلار به کشور روبرو شده‌است؛ پس الآن که در کشور عرضه دلار در کشور کم شده‌است، به تبع، بايد دلار به جهت ورود کالاهاي مصرفي خارج نشود؛ چرا که ذخاير ارزي کشور روز به روز کاهش يافته و در آينده نه چندان دور مشکلاتي عديده‌اي را ايجاد خواهد کرد.

    کمک به ذخاير ارزي کشور با مصرف کالاهاي داخلي از مهم‌ترين نکاتي است که مصرف‌کننده مي‌تواند در آن دخالت مهمي داشته‌باشد. اگر اين اتفاق رخ دهد مي‌توان در مرحله بعدي به اين مسئله انديشيد که کشور در چه کالاهايي مزيت نسبي دارد و در چه کالاهايي ندارد. چنانچه کشور در توليد کالاهاي داخلي‌اي که هيچ‌گونه مزيت اقتصادي ندارد واردات را صورت بدهد، به يقين آثار اقتصادي بهتري را به دنبال خواهد داشت. اما در وضعيت کنوني که کشور به صورت کلّي با مشکل تأمين ارز براي مصارف ضروري کشور روبروست (به عنوان مثال واردات کالاهاي واسطه‌اي براي توليد) بايد به فکر توليد داخل و مصرف آن‌ها بود.

 موضوع دومي که بسيار حائز اهميت است، بحث اشتغال در کشور است. در نگاه نخست ممکن است اين‌گونه به ذهن متبادر شود که فراهم کردن اشتغال امري است که صرفاً به مسئولين مرتبط است و باري بر دوش مردم نيست؛ اما با اندکي تأمل مي‌توان دريافت که خريد محصولات داخلي توسط مردم مي‌تواند بزرگ‌ترين حامي اشتغال جوانان باشد. در واقع مسئوليت اجتماعي که در اين عرصه بر عهده مردم است چه بسا که اهمّيتي بيشتر از سياست‌هاي دولتي داشته‌باشد.

    بر اساس آمار از ميان جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله، ۲۲%(معادل ۵/۱) ميليون نفر بيکار وجود دارد. محاسبات اقتصادي نشان مي‌دهد که اگر هر ايراني فقط روزي هزار تومان از مصارف خود را به کالاي داخلي تخصيص دهد، براي اين ۵/۱ ميليون نفر جوان بيکار شغل ايجاد مي‌شود.