moezeh195-1-rangi

قال الرضا علیه السلام : مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّه‏ِ كانَ اللّه‏ُ عِنْدَ ظَـنِّهِ بِهِ .  /  (كافى ، ج 8 ، ص 347، ح 546)
هر كس به خدا خوش گمان باشد، خداوند مطابقِ گمان او، با وى رفتار مى‏كند.


 عمده، ورود در قلب است !

بدان که انسان چون ولیدۀ همین عالم طبیعت است … حُبّش به این عالم خیلی زیاد است. و نيز چون فطرتاً انسان حبّ بقاء دارد، و از فنا و زوال متنفّر و گريزان است ، و مردن را فنا گمان می کند ، گر چه عقلش هم تصديق كند كه اين عالم دارِ فنا و گذرگاه است ، و آن عالم باقي و سرمدي است، ولي عمده ورود در قلب است؛ بلكه مرتبه كمال آن اطمينان است؛ چنانچه حضرت ابراهيم خليل الرحمن، ـ عليه السّلام ـ از حق تعالي مرتبۀ اطمينان را طلب كرد و به او مرحمت گرديد. پس چون قلوب يا ايمان به آخرت ندارند مثل قلوب ما ، گرچه تصديق عقلي داريم، يا اطمينان ندارند، حبِّ بقاءِ در اين عالم را دارند ، و از مرگ و خروج از اين نشأه گريزانند. و اگر قلوب مطلّع شوند كه اين عالَم دنيا، پست ترين عوالم است، و دار فنا و زوال و تصرّم و تغيّر است، و عالم هلاك و نقص است، و عوالم ديگر كه بعد ازموت است هر يك باقي و ابدي و دار كمال و ثبات و حيات و بهجت و سرور است، فطرتاً حبّ آن عالم را پيدا مي كنند ، و از اين عالم گريزان گردند.

[ امام خمینی-ره، چهل حدیث، نشر فرهنگی رجاء، 1368 ، ص104.]

زائر قبر امام حسین علیه السلام

 عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ علیه السلام عِنْدَ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَنْظُرُ إِلَى مَوْضِعِ مُعَسْکَرِهِ وَ مَنْ حَلَّهُ مِنَ الشُّهَدَاءِ مَعَهُ وَ یَنْظُرُ إِلَى زُوَّارِهِ وَ هُوَ أَعْرَفُ بِهِمْ وَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ دَرَجَاتِهِمْ وَ مَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَحَدِکُمْ بِوَلَدِهِ وَ إِنَّهُ لَیَرَى مَنْ سَکَنَهُ فَیَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ یَسْأَلُ آبَاءَهُ (ع) أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لَهُ وَ یَقُولُ لَوْ یَعْلَمُ زَائِرِی مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُ لَکَانَ فَرَحُهُ أَکْثَرَ مِنْ غَمِّهِ وَ إِنَّ زَائِرَهُ لَیَنْقَلِبُ وَ مَا عَلَیْهِ مِنْ ذَنْبٍ.(وسائل الشیعه/ج14/ص423)
امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا آن بزرگوار ( امام حسین علیه السلام) متمکّن و مستقر است در درگاهِ با عظمت الهی، محل اردوگاه و کربلای خود را زیر نظر دارد و به آنجا نگاه می کند و نظر می فرماید به آن کسانی که همراه او و در رکاب او به شهادت رسیدند ، به زوار خود نظر می کند. ؛ هم آنها را می شناسد، پدرشان کیه و مادرشان کیه و علاوه بر اینها عارف است به درجاتشان و جایگاهشان نزد خدای متعال . معرفت بزرگوار به شما بیشتر از معرفتی است که شما به فرزندتان دارید.وکسانی که می گریند بر مصیبت او ، می بیند و از خدای متعال برای آن ها طلب مغفرت می کند؛ و از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و از علی (علیه السلام ) درخواست می کند که برای آن کسانی که برای آن بزرگوار گریه می کنند، طلب مغفرت کنند ، و می گوید: اگر زائر من می دانست که خدای متعال چه برای او آماده کرده است،فرح و مسرّت او از این جزع و گریه بیشترمی شد . و وقتی زائر امام حسین علیه السلام از زیارت او بر می گردد ، هیچ گناهی بر او باقی نمی ماند.

[ شرح حدیث از مقام معظم رهبری امام خامنه ای مدظلّه العالی در مقدمه درس خارج ، 23/07/96 ]

نصف اجر شهید!

مردی به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد : « ای پیامبر خدا ،من زنی دارم که هر وقت می خواهم از خانه بیرون بیایم به بدرقۀ من می آید و هرگاه می خواهم پا به درون خانه بگذارم ،به پیشوازم می آید،و هرگاه غمگین می شوم،به من می گوید اگر غم تو برای دنیا و امکانات دنیوی است،خداوند خود روزی بندگانش را بر عهده گرفته و اگر غم تو برای امر آخرت است ،خداوند بر غم تو بیفزاید تا از آتش جهنم رهایی یابی.» پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: « خداوند متعال کارگزارانی دارد و این زن ،از کارگزاران خداوند است و همسر تو نصف اجر شهید را دارد.» (وسائل الشیعه ،ج7،ص17 .)

[ بررسی گناهان کبیره در مواعظ آیت الله مجتهدی تهرانی، بوستان قرآن ،چاپ ششم ،1395 ، ص 105 ]

قاعده کلی

 براى رسیدن به این مقصود(یعنی خودسازی دیگران ) اول باید خودتان را بسازید. قدم اول در سازندگى ساختن خود انسان است .اگرانسان خودش را نساخته باشد در ساختن دیگران موفق نمى شود. نه اینکه کار شما تنها این خصوصیت را داشته باشد. هر تبلیغى اینگونه است . مبلّغ باید به آنچه مى گوید رسیده باشد.مانند پیامبران الهى که اول، خود ساخته شده بودند بعد به سازندگى دعوت مى کردند. اگر پیامبر مى گوید امین باشید.اول خودش امین است و اگر مى گوید صادق باشید اول خودش صادق است . هر مبلّغى باید بعداز پرداختن به خود به دیگران بپردازد. در غیراین صورت هیچ فایده اى ندارد. کسى که مى خواهد مصلح جمعیت یا منطقه اى بشود، اول باید خودش را اصلاح کند این یک قاعده کلى است و استثنا هم بر نمى دارد. اگراصلاح خوب است، اول خودت رااصلاح کن.اگر خودسازى خوب است، اول خودت را بساز. اگر حرام بد است، اول خودت ترک کن . چطور شده که همه باید تطهیر شوند ولى خودت نباید تطهیر شوى ؟! با خدا ارتباط پیدا کنید. ارتباط با خدا به معنی کناره گیری از مردم نیست بلکه کار مردم را برای خدا انجام دهید. معاشرت و کسب برای خدا باشد. اگر با خدا ارتباط پیدا کنید، دیگر رها نمی کنید. همه بدی ها به خاطر این است که با خدا ارتباط برقرار نمی شود. اگر انسان دستگاه توحید را فهمید خواهد فهمید همه چیز در دستگاه خدا هست، نمی تواند از دستگاه خدا صرف نظر کند.

[محمد لک علی آبادی ، پای درس عارفان (آیت الله بهاء الدینی) ، قم ، آخرین وصی،چاپ دوم ،1392 ، ص 20 ]

پدران خلق

 ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند. بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.

[ از فرمایشات حاج اسماعیل دولابی ، مصباح الهدی ص 319 پای درس عارفان، محمد لک علی آبادی ،ص 185 ]

شرمنده ام !

« در راه شهدا قدم بردارید. در راه شهدا حرکت کنید. بر دوش بگیرید این شهدا را . تمام ارزش ها در شهداست. خوشا به حال شهدا ! آنها گل های خوش بویی بودند که خداوند چید . خدا آن ها را برگزید. شهدا زنده اند ،شهدا برای کسانی زنده اند که راهش را ادامه دهند . امانت دار خوبی باشید برای شهدا.»
جمعیت سراپا گوش شده بودند . یه حس عجیبی می گفت که این آخرین سخنرانی اونه. ذکرش شده بود شهدا . بعد از نماز شب سر به سجده گذاشته بود و زار زار گریه می کرد . نماز شب اون و گریۀ شبونه اش برام تازگی نداشت ،اما صدای گریۀ بلندش نه! بدون هیچ سئوالی وقتی حضور من رو حس کرد گفت « شرمنده ام. از روی فرزندان شهدا شرمنده ام. از پدران پیر و مادران قد خمیده شهدای واحد خجالت می کشم. بعد از هفت سال جنگ از خودم هم شرمنده ام . » گفتم : « حتماً خواست خداست. ما باید تسلیم رضای اون باشیم. » خواستم بهش آرامش بدم ، ولی به دلم برات شد که دیگه نمیآد. همیشه وقت خدا حافظی از من طلب حلالیت می کرد و من از اون طلب شفاعت. نه من از وقت بازگشتش می پرسیدم ،نه اون از زمان اومدن. اما این بار، بر خلاف گذشته ، پرسیدم : « کِی بر می گردی؟» گفت : « ان شاء الله یه هفته دیگه. » و خدا حافظی کرد و رفت. دقیقاً یک هفته بعد اون رو آوردند . روز شمار تاریخ پنج آذر 1366 رو نشون می داد. شهر از خبر شهادتش منفجر شد.

[ حمید حسام ، دلیل ، روایت حماسه نابغه اطلاعات و عملیات سردار علی چیت سازیان تهران ، سوره مهر ، چاپ دوم ،1396 ، ص 265 تا 268 ]

یک استفتاء

سوال: اگر فرمانده ، رییس یا مدیر، به جای اِعمال تنبیهات انضباطی،که در آیین نامه تصریح شده است، به نیروی متخلف، اهانت کند یا تنبیهات خود ساخته از قبیل حمل کوله پشتی پر از سنگ و شن برای مدتی معین، یا خبر دار به مدت چند ساعت و … برای او مقرر کند حکمش چیست؟
جواب: تنبیه نیروها هر چند متخلّف باشند ، جایز نیست و موجب ضمان است، جز تنبیهاتی که قوانین و مقررات انضباطی مشخص کرده یا حاکم شرع دستور داده است.

[ برگرفته از فقه سازمانی(احکام فرماندهی) مطابق با نظرات مقام معظم رهبری، پژوهشگاه امام صادق علیه السلام، ص 33 ]


دریافت نشریه برای چاپ سیاه و سفید

دریافت نشریه برای چاپ رنگی