tmp_17236-zabiholah_nouri702141413

شهید ذبیح اله نوری

نام : ذبيح اله

نام خانوادگي : نوري

نام پدر : نبي اله

محل تولد : ميانروان

تاريخ تولد : 44/08/27

تاريخ شهادت : 65/07/17

محل شهادت : کوشک

زندگينامه

سرباز شهيد ذبيح اله نوري شهيدي ديگر از خيل شهيدان و راست قامتان بود که سال 1344 هجري شمسي در يکي از روستاهاي بخش شاهرود خلخال به نام ميانروان در يک خانواده اي که معنويات و معتقدات ديني بر آن حاکم بود قدم به عرصه هستي نهاد . در هفت سالگي به مدرسه رفت و تا سال اول راهنمائي درس خواند .فقر مادي خانواده ،عرصه امکان تحصيل را بر وي تنگ تر کرد . براي امرار معاش شغل بنائي را انتخاب کرد و مهارت زيادي در حرفه خود داشت . با شروع جنگ تحميلي به خدمت مقدس سربازي اعزام شد. پس از ماهها نبرد با خصم زبون و استکبار جهاني پيکر مطهرش مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرار گرفت و در گرما گرم نبرد در جبهه کوشک ، به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

وصيت‌نامه

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

پدرم و مادرم و برادرانم و خواهرم حالا كه من عزم سفر كربلا ، با توكل به الله راه حسين ابن على را ادامه مى‌دهم، انشاءالله بعد اززيارت كربلا به پيش شما خواهم آمد. حالا كه من .2 سال دارم هميشه آرزو مى‌كرديم كه من هم در كربلا بودم به امام حسين كمك مى‌كردم . ولى آن زمان كه نبودم حالا كه عازم جبهه‌هاى نبرد حق عليه باطل مى‌شوم. پدر عزيزم من چند سالى است در آن روستا زندگى مى‌كنم. براى من از نظر زندگى ناراحتى‌هاى زياد پيش آمد ولى تا به حال آن ناراحتى‌ها را تحمل كرده‌ام. ولى حالا ناراحتى برادران ما كه در جبهه‌ها جنگ مى‌كنند و شهيد مى‌شوند نمى‌توانم تحمل كنم. من بايد هر چه سريعتر به جبهه‌ها بروم وظيفه شرعى خودم انجام دهم چون امام امت فرموده كه، جوانها جبهه‌ها را پر كنند. اين كلمه مسئوليت بزرگى است بر دوش ما جوانها. پدرم و مادرم از جبهه رفتن من مبادا ناراحت شوى شما مثال كنيد كه دشمن آمده آن حياط كه ما زندگى مى‌كنيم يك گوشه آن حياط را اشغال كرده براى ما واجب است دشمن را هر چه زودتر بيرون كنيم.اگر كشته هم شويم شهيد هستيم هيچ فرق نمى‌كند. اين ايران هم حياط ماست. الان دشمن گوشه اين ايران را اشغال كرده بايد هرچه زودتر دشمن را بيرون كنيم. اگر كشته هم شديم شهيد هستيم که راه حضرت حسين را ادامه داديم. ‌پدر عزيزم اگر من از جبهه نيامدم شما ناراحت نباشيد .فقط وصيتم را عمل كنيد .اول ،امام را تنها نگذاريد .دوم، به دشمنان داخلى اجازه ندهيد نفس بكشند . مشت محكمى بر دهان دشمنان داخلى بزنيد. هيچ فرق نمى‌كند .پدر جان شما كه در گوشه يك روستا زندگى مى‌كنيد و به كار كشاورزى مشغول هستيد مشت محكمى است بر دهان دشمنان داخلى و خارجى. ‌پدر جان حال موقع امتحان است تمام مسلمانان بايد امتحان بدهند و من هم بايد امتحان بدهم. برادران من هرچه زودتر به فرياد هل من ناصر ينصرنى لبيك گوئيد و به طرف جبهه‌ها برويد و اين ناپاكان را از مملكت‌مان بيرون كنيد و ديگر هميشه گوش به فرمان امام امت خمينى بت شكن قرن بيستم باشيد. چون رمز پيروزى مادرگروه همين وحدت است . برادران من خواهران من حالا كه من به طرف جبهه‌هاى جنگ مى‌روم و اگر انشاالله بعد از به درك واصل نمودن مزدوران بعثى به درجه رفيع شهادت نائل گشتم ، براى من اصلا گريه نكنيد . اگر شما گريه بكنيد دشمن شاد مى‌شود. شما هميشه بگوئيد كه شهادت افتخار ماست تا دشمن محو نابود گردد .

خدايا خدايا ترا بجان مهدى خمينى را نگهدار از عمر ما بكاه و به عمر او بيفزا

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته/خلخالیم