13961209000099_PhotoA

ولیعهد، وزیر دفاع و همه کاره این روزهای نظام موروثی پادشاهی سعودی عنوان کرده است که دلیل اینکه دست به تغییرات گسترده در فرماندهان نظامی این کشور زده است، این است که او عادت به شوک درمانی دارد. موضوعی که وقتی به دلایل اصلی آن توجه می شود، بجای شوک درمانی به نظر می رسد ریشه در آشفتگی مقامات سعودی و سرآسیمگی آن ها نسبت به حوادث متعدد دارد،و رنگی از تحلیلی که محمد بن سلمان آن را مخابره می کند، ندارد.

ماجرا از کجا شروع شد؟

پادشاه عربستان تغییرات گسترده ای در فرماندهی و فرماندهان نظام این کشور ایجاد کرده است. موضوعی که سبب شده بسیاری از کارشناسان آن را به عنوان موضوعی شوکه کننده یاد کرده اند و هر یک بر اساس بینشی که نسبت به عربستان سعودی دارند، دست به ارزیابی این موضوع زده اند. اما در این خصوص می توان به سه علت اشاره کرد که عبارتند از: جنگ فرسایشی یمن، تلاش برای افزایش قدرت توسط محمد بن سلمان، و نهایتا تسویه ها در خاندان سلطنتی و ایجاد موج جدید خانه نشینی ها.

دلایل تغییرات در فرماندهان نظامی

نخست، جنگ یمن

در حالی که در جنگ یمن نزدیک به 10 هزار نفر کشته و نزدیک به یک میلیون نفر به دلیل فقر و عدم بهداشت ناشی از تجاوز سعودی ها “وبا” گرفته اند، این جنگ هیچ نتیجه ای برای عربستان سعودی و همپیمانانش نداشته است، وضعیت میدانی یمن به گونه ای است که هر روز بر آمار کشته ها و بیماران افزوده می شود و عربستان هم در حملات کور، بی هدف و نافرجام صرفا دست به بمباران شهرها و بازارها و مدارس و بیمارستان ها می زند. عربستان با انتقادات گسترده بین المللی مواجه هست، همین چند روز پیش بود که آلمانی ها اظهار داشتند که به ائتلاف تحت رهبری عربستان سلاحی نخواهند فروخت و یا باز همین چند روز پیش بود که اتحادیه احزاب متحد مسیحی و حزب سوسیال دموکرات در مذاکرات ائتلافی برای تشکیل دولت در آلمان درباره توقف صادرات تسلیحات برای همه کشورهای شرکت کننده در جنگ علیه یمن به توافق رسیدند. این توافق بیانگر آن بود که از این پس آلمان هیچ گونه مصوبه صادرات تسلیحات به عربستان را تصویب نخواهد کرد. در واکنش به این توافق بود که عربستان شدیدا عصبانی شد و عادل الجبیر وزیر خارجه سعودی این تصمیم دولت آلمان را غیر قابل فهم ارزیابی کرده و مدعی شد که «جنگ یمن یک جنگ مشروع است. به گفته وی آلمان همچنین کالاهای تسلیحاتی به کشورهایی صادر می کند که در مبارزه با داعش در سوریه و در عراق و یا علیه طالبان در افغانستان مشارکت می کنند. پس دولت آلمان در تصمیمات خود برای صادرات تسلیحات بین جنگ های مشروع تفاوت قائل می شود. این به نظر من تصمیمی عجیب و غریب است و به اعتبار برلین کمکی نمی کند.»

عربستان سعودی تا به حال از بهترین مشتری های تسلیحات آلمان بوده است.  در سال 2017 این کشور در جایگاه ششم کشور های دریافت کننده تسلیحات آلمانی با واردات سلاحی به ارزش 255 میلیون یورو قرار گرفت. به غیر از کشورهای آمریکا، روسیه و چین هیچ کشور دیگر دنیا این اندازه هزینه نظامی نمی کند. بر اساس اطلاعات انستیتو صلح سیپری در استکهلم سوئد این هزینه نظامی در عربستان حدود 10 درصد تولید ناخالص ملی را شامل می شود که در مقایسه با آلمان با 1.2 درصد تولید ناخالص ملی رقم بسیار بالایی است.

نارضایتی کشورهای جهان و حتی همپیمانان غربی عربستان از این کشور در خصوص حملات کور و بی هدف به یمن به معنی این نیست که تمام کشورهای دیگر غربی با این موضوع موافق هستند. همین چند روز پیش بود که انگلیس، آمریکا و فرانسه در یک نمایش مضحک در شورای امنیت ایران را هدف قرار داده بودند و در تلاش بودند تا موضوع اصلی جنگ در یمن را دچار تغییراتی کنند. حتی همین آلمانی ها به همراه فرانسه و آمریکا بعد از وتوی روسیه به قطعنامه ضدایرانی انگلیس، بیانیه ای ضد ایرانی صادر کردند، اما با این حال دولت های این کشورها شدیدا تحت فشار افکار عمومی بین المللی هستند. به طور کلی غربی ها به این نتیجه رسیده اند که جنگ یمن برای آن ها عائدی نداشته و بهتر است از حجم آن بکاهند. عربستان نیز که سیاست خارجی عاریه ای دارد، به دنبال فشارها، مجبور به تغییرات در ساختار فرماندهان نظام خود برای خروج از این جنگ فرسایشی شده است. این دلیل اگرچه دلیل مسموعی است، اما لزوما بدین معنی نیز نیست که عربستان سعودی به دنبال خروج از جنگ یمن است. استدلال مرکزی در اینجا این است که عربستان به دنبال پایان دادن به مرحله فرسایشی این جنگ است. اینکه آیا این موضوع به تقویت حملات منجر می شود یا خیر به متغیرهای دیگری مرتبط است.

بنابراین به‌نظر می‌رسد فرماندهان جدید و باانگیزه گام نخست را در اثبات صلابت و لیاقت خود و نیز در جلب رضایت حاکمیت این کشور با اقتدار برداشته و شاهد فشار بر انصارالله در جبهه درگیری باشیم. نباید چنین تصور کرد که تقویت نهادهای نظامی و گماردن فرماندهان جدید در معادله تحولات جبهه یمن و حتی در منطقه مانند سوریه بی‌تأثیر باشد، اما در رابطه با کمیت و کیفیت این تأثیر باید منتظر بود که صحنه میدانی در بعد نظامی و سیاسی چگونه پیش خواهد رفت و منافع عربستان در منطقه تا چه‌حدی محقق و یا تهدید خواهد شد.

دوم: تسویه حساب های خاندان سلطنتی

دلیل دیگری که می توان برای این موضوع برشمرد، تسویه حساب ها در خاندان سلطنتی است. موضوعی که از چند ماه پیش و با بازداشت های خانگی و بازداشت هایی در هتل برخی از سران بلند پایه و شاهزاده های پولدار عربستان شروع شد و اینکه تبدیل به یک اپیدمی در عربستان شده است. هر روز به صورت فله ای بخشی از دربار عربستان حاشیه نشین می شوند و به نظر می رسد این اتفاقات برای این می افتد که محمد بن سلمان به دنبال این است تا تمام دربار را همرنگ خود کند. استدلال مهمی در اینجا بیان می شود این است که تمام باقی مانده های مخالف محمد بن سلمان در دور جدید تغییرات و بازداشت ها حاشیه نشین خواهند شد و تمام کسانی که مخالف سیاست های او در خصوص یمن، ایران و به طور کلی منطقه هستند، در این تسویه های جدید از بین خواهند رفت تا نظام سیاسی در عربستان از حالت توازن قوا خارج شده و به سمت تک قطبی حرکت کند.

هم جنگ فرسایشی یمن و تمنای بن سلمان برای برون رفت از آن و هم تسویه های سلطنتی را باید در چارچوب سیاست کلان تحکیم پایه های قدرت توسط بن سلمان پی گیری کرد. یک ایده در روابط بین الملل وجود دارد که معتقد است که خرید سلاح سیاستمداران را قدرتمندتر می کند و این قدرت به صورت خودکار سبب می شود بیم توطئه از جانب سایر ارکان و فرماندهان نظامی نیز به وجود آید. خرید سلاح از کشورهای غربی که یکی از فازهای مهم آن با سفر ترامپ صورت گرفت و اینک مقامات عربستان را به انباشت سلاح رسانده است، آن ها را از بیم کودتای نظامی هراسناک کرده است، خصوصا که این مموضوع با ناآرامی ها در خاندان سلطنتی نیز همراه است، ناآرامی هایی که هر لحظه امکان دارد به سمت جابجایی قدرت در سطوح کلان نیز حرکت کند.

سوم: محمد بن سلمان و آشفتگی و نگرانی از  ایران و محور مقاومت

شخص محمد بن سلمان شدیدا از قدرت ایران هراس دارد، همچنین از اینکه برخی از عناصر داخلی در عربستان به سمت ایران حرکت کنند شدیدا نگران است. بنابراین در اولین سخنان خود تکلیف را با تمام عناصری که با اقداماتش در عرصه داخلی و با نوع مواجهه با ایران مخالف بودند، روشن کرد و همه را تسویه کرد. در گفت و گویی که بن سلمان با واشنگتن پست داشته است، وی اعلام داشته که  «تغییراتی که او در راستای کمپین مبارزه با فساد به اجرا درآورده برای تامین مالی توسعه عربستان و مبارزه با دشمنانش “از جمله ایران” ضرورت داشته است.» همین جمله یعنی بخشی از این تغییرات به واسطه هراس بن سلمان از قدرت ایران است.

بنابراین بازنگری در دکترین نظامی و تغییرات بنیادین آن در سایه ناکامی در مواجهه با جبهه مقاومت نه امر احتمالی بلکه کاملاً یقینی است، هرچند شاهد اعلام در سطح رسانه‌ها نباشیم اما این موضوع در دستور کار تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران سعودی قرار خواهد گرفت زیرا بر اساس برآورد کلی ریاض از اوضاع منطقه، تحولات در راستای تحقق منافع عربستان رقم نمی‌خورد.[1]

با احتساب این موضوع به نظر می رسد اینکه محمد بن سلمان گفته او به دنبال شوک درمانی در عربستان است، چندان جایگاه منطقی ندارد. در این زمینه محمد بن سلمان گفته کمپین ضد فساد او که ماه نوامبر گذشته به اجرا درآمد مثالی برای درمان با شوک در عربستان است و عربستان به آن احتیاج دارد چراکه فساد در آن یک بیماری مزمن شده است. شما در اینجا بدنی را دارید که سرطان در سراسر آن پخش شده است؛ سرطانی به نام فساد. شما نیاز دارید که یک شیمی درمانی انجام دهید و با شیمی درمانی به آن شوک وارد کنید وگرنه سرطان این بدن را تسخیر خواهد کرد. و نهایتا بیان داشته روش او برای عربستان شوک درمانی است. این در حالی است که رفتارهای بن سلمان مبنی بر تسویه های فله ای بیشتر نشان دهنده آشفتگی و سراسیمگی در برخورد با مسائل پیرامون این کشور و برای دور کردن مخالفان از هسته مرکزی قدرت در این کشور است.

پی نوشت:

[1]. http://www.shia-news.com/fa/news/158964