moezeh212-1-rangi

قال امام حسین علیه السلام: لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم  /  (جلاءالعیون،ج2ص205)
چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.


 

فکر این مطلب را بکنید !

هر قدر در جوانی انسان مهذب شد، شد؛ اگر در جوانی خدای نخواسته مهذب نشد، بسیار مشکل است که در زمان کهولت و پیری که … اراده انسان ضعیف می شود و جنود ابلیس در باطن انسان قوی، ممکن نیست …، اگر هم ممکن باشد، بسیار مشکل است. از حالا به فکر باشید، از جوانی به فکر باشید الان هر قدمی که شما بر می دارید رو به قبر است. … هر دقیقه ای که از عمر شریف شما می گذرد یک مقداری به قبر و آنجایی که از شما سوالات خواهند کرد و همه مسؤول خواهیم بود دارید نزدیک می شوید. فکر این مطلب را بکنید که قضیه نزدیک شدن به مرگ است و هیچ کس هم سند به شما نداده است که صدو بیست سال عمر بکنید، صدو بیست ساله نداریم. ممکن است بیست و پنج ساله انسان بمیرد ،ممکن است پنجاه ساله بمیرد یا شصت ساله بمیرد، هیچ سندی ندارد، ممکن است همین حالا خدای نخواسته؛ سندی نیست، باید فکر کنید، باید در این مطالب تأمل کنید، مراقبه کنید، اخلاق خودتان را مهذب کنید.

[ صحیفه نور، ج 1، ص 125]

قبول یا عدم قبول یک مشکلی است!

… قال امیر المؤمنین علیه‏السلام: لَا یَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى، وَکَیْفَ یَقِلُّ مَا یُتَقَبَّلُ؟ امام علیه السلام فرمود: عملى که توأم با تقوا است کم نیست (هرچند ظاهراً کم باشد) و چگونه عملى که پذیرفته شده ، کم است؟!

وقتی شما تقوی دارید و متّقی هستید هیچ عمل خیری که از شما صادر شود کم نیست، یک صلوات بفرستید، یک هدیه ای بدهید. تقوی خاصیتش این است ، تقوی مثل روحی است که در جسم اعمال نیک انسان وارد می شود و به آن علو و حیات می بخشد. یک استد لالی امام علیه السلام می فرماید: وَکَیْفَ یَقِلُّ مَا یُتَقَبَّلُ؟ چطور کم حساب می شود عملی که مورد قبول خدای متعال است. «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ»؛ وقتی عملی مورد قبول باریتعالی شد کم نیست و ارزش پیدا می کند ، علو پیدا می کند. اگر تقوی نباشد ، قبول یا عدم قبول یک مشکلی است برای انسان .

[ شرح حدیث از مقام معظم رهبری در مقدمه درس خارج 1396 ]

بیم پیغمبر!

مرحوم آیة اللَّه نائینی در کتاب‏تَنْزیهُ الْامَّة می‏گوید: همه می‏دانند که قوم موسی، اولاد یعقوب، هرگز فرعون را مثل قبطیها پرستش نکردند ولی درعین حال چون فرعون آنها را مانند برده خودش استخدام کرده بود، قرآن این را با کلمه «تعبید» از زبان موسی نقل می‏کند. یکی از مقاصد انبیاء به‏طور کلی و به‏طور قطع این است که آزادی اجتماعی را تأمین کنند و با انواع بندگیها و بردگیهای اجتماعی و سلب آزادیهایی که در اجتماع هست مبارزه کنند. دنیای امروز هم آزادی اجتماعی را یکی از مقدسات خودش می‏شمارد. آیا آزادی مقدس است؟ بله مقدس است و بسیار هم مقدس است. پیغمبر اکرم جمله‏ای دارد که می‏گویند متواتر هم هست؛ فرمود: اذا بَلَغَ بَنو ابِی الْعاصِ ثَلاثینَ اتَّخَذوا عِبادَ اللَّهِ خَوَلًا وَ مالَ اللَّهِ دُوَلًا وَ دینَ اللَّهِ دَخَلًا . پیغمبر اکرم همیشه از امویها بیم داشت و از آینده آنها بر امت نگران بود. فرمود: اولاد ابی العاص اگر به سی نفر برسند، بندگان خدا را بنده خود و مال خدا را مال خود حساب می‏کنند و در دین خدا هم آنچه بخواهند بدعت ایجاد می‏کنند.

[ مرتضی مطهری ، آزادی معنوی، صدرا ، چاپ سی و هفتم ، 1386 ، ص 19 و 20 ]

قلبي هرزه و بي‌ادب !

دل‌های آدمی مخزن حب الهی است، دلی را که هر روز به چیزی غیر خدا تعلق پیدا کند، قلبی هرزه و بی‌ادب است. انسان باید تمام ابعاد وجودی‌اش؛ یعنی عقل، قلب، نفس، اعضا و جوارحش را ادب کند. این موضوع در روایات هم آمده است. امیرالمومنین علیه‌السلام می‌فرماید: زكِّ قلبَك بالأدَبِ كمَا یُذَكَّى النَّارُ بالحَطَب‏ ؛ کار دل، دلبستگی است. می‌گویند: این ظرف که مظروفش باید حب الهی باشد، اگر حب غیر خدا در آن جایگزین شود، بی‌ادب است. آنچه که متناسب با آن ظرف بود و باید در آن راه، که مورد رضای الهی بود، مصرف می‌شد، این بود که حب خدا در این ظرف می‌آمد و جایگزین می‌شد نه حب غیر خدا. … لذا در معارف ما، در باب سلامت قلب و بیماری قلب، که کدام دل سالم است و کدام دل بیمار، معیار حب به خدا است. دلی که به دنیا تعلق گرفته باشد، یعنی در آن دل، حب به دنیا رسوخ کرده باشد و دلبسته به دنیا شده باشد، این قلب مریض است. گفتم: بی‌ادب است، در بیماری ‌اش هم می‌گویم: این بی‌ادب، بیمار است.

[ نصایح اخلاقی حضرت آية الله حاج آقا مجتبي تهراني (ره) ، برداشت از سایت شیخ حسین انصاریان ]

رزّاق خداست !

رزق، مقدّر و مقسوم است و رزّاق خداست. رزقمان هنر ما نیست و حرص و تقلای ما آن را زیاد نخواهد کرد… خداوند امور دنیاي بندگان را خود متکفّل و متعهد گردیده و (متقابلاً) از آنها پرداختن به امور آخرت (شکر عطایاي خدا) را خواسته است؛ اما بندگان به تلاش در تهیه ی دنیایشان پرداخته اند؛ گویا خداوند توانایی برآوردن نیازشان را ندارد، و از آخرت باز مانده اند و آن را به خدا محول کرده اند.

[ حاج اسماعیل دولابی ، مصباح الهدی ، ص33 .]

اسمش رفت تو لیست شهدا !

جوان رشیدی بود و اسمش دادیرقال. موردش را نمی دانم، ولی می دانم از گردان اخراجش کرده بودند. یک نامه دستش داده بودند و داشت می رفت دفتر قضایی. همان جا توی محوطه، حاجی برونسی دیدش. از طرز رفتن و حالت چهره اش فهمید باید مشکلی داشته باشد. رفت طرفش. گفت: سلام.ایستاد. جوابش را داد. حاجی پرسید: چی شده جوون؟ آهسته گفت: هیچی ، منو اخراج کردن، دارم می رم دفتر قضایی. حاجی نه برد و نه آورد، دستش را گرفت و باهاش رفت. توی دفتر قضایی نامه اش را پس داد و گفت: آقا من این رو می خوام ببرم. گفتند: این به درد شما نمی خوره آقای برونسی. گفت: شما چه کار دارین؟ من می خوام ببرمش. آوردش گردان. مثل او، چند تا نیروی دیگر هم داشتیم. همه شان جوان بودند و از آن اخراجی ها. از همان اول جذب حاجی می شدند. حاجی هم حسابی روی فکر و روحشان کار می کرد، جوری که همه، دل بخواهی می رفتند توی گروهان ویژه، یعنی گروهان آر پی جی زن ها. همیشه سخت ترین قسمت عملیات با گروهان ویژه بود. مدتی بعد، همان دادیرقال شد فرمانده گروهان ویژه، و مدتی بعد هم اسمش رفت تو لیست شهدا. یک روز به خاطر دارم حاجی به فرمانده قبلی دادیرقال می گفت: شما این جوون ها رو نمی شناسین، یک بار نمازش رو نمی خونه، کمی محلی می کنه، یا یه کمی شوخی می کنه، سریع اخراجش می کنین؛ این ها رو باید با زبون بیارین تو راه، اگه قرار باشه کسی برای ما کار بکنه، همین جوون ها هستن.

[ سعید عاکف ، خاک های نرم کوشک ، چاپ دویست و یازدهم، ص 82 و 83 ]

یک استفتاء

سوال:  ملاک تمییز موسیقی حلال از حرام چیست؟ و آیا موسیقی کلاسیک حلال است؟ بسیار مناسب است که معیار آن را بیان فرمایید.
جواب:
هر موسیقی که به نظر عرف موسیقی لهوی مضل عن سبیل الله که مناسب با مجالس عیش و نوش است باشد، موسیقی حرام محسوب می‏شود و فرقی نمی‏کند که موسیقی کلاسیک باشد یا غیر کلاسیک. تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلّف است و اگر موسیقی این گونه نباشد بخودی خود اشکال ندارد.

( استفتائات مقام معظم رهبری امام خامنه ای در سایت معظمً له به آدرس: leader.ir )

 

 


دریافت نشریه برای چاپ سیاه و سفید

دریافت نشریه برای چاپ رنگی