7db9362a-0b11-4730-9aaf-f085730f5724

پيش از اين تذكر داديم كه بايد كسانى كه امر به معروف و نهى از منكر مى كنند، مسايل و احكام شرعيه آن را بدانند تا آنكه مرتكب اشتباه نشده و بر خلاف تكليف شرعى خود، رفتارى ننمايند. و هر گاه كسى بى اطلاع از احكام و آداب شرعيه آن، امر به معروف نمايد علاوه بر آنكه بيشتر اقدامات او بيجا و بى مورد واقع مى شود، ممكن است نادانيها و كارهاى ناروايى كه به نام امر به معروف و نهى از منكر مرتكب مى شود، باعث توليد مفاسد و زيانهاى بسيار گردد. از اين جهت از خوانندگان محترم تقاضا مى شود كه در اين فصل دقت بيشتر فرموده مراقبت كنند كه آلت دست و وسيله اجراى مقاصد پست مغرضين و مفسدين و مردمان فتنه جو نشده در حدود وظايف و تكاليف شرعيّه خود در امر به معروف و نهى از منكر ساعى باشند.

و چون شايد پاره اى از خوانندگان عزيز معلومات مهمه در قسمت مسايل امر به معروف نداشته باشند، محض اطلاع و مزيد بصيرت آنان بعض احكام شرعيه امر به معروف و نهى از منكر را در ضمن چند فرع، مطابق فتواى حضرت مستطاب استادنا الأكبر آية الله العظمى آقاى حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى ـ مع الله المسلمين بطول بقائه ـ ذكر مى نماييم.(1) و(2):

فرع اوّل: امر به معروف و نهى از منكر، واجب كفايى است كه اگر يك نفر هم آن را انجام دهد از ديگران ساقط مى شود و اگر هيچكس اقدام نكرد، همه در ترك آن مسئول و معاقب هستند.

فرع دوّم: امر به معروف و نهى از منكر واجب نمى شود مگر آنكه شرايطى كه ذكر مى گردد موجود باشد:

اوّل: آنكه امركننده به معروف و نهى كننده از منكر، علم داشته باشد، يعنى بداند كه آن فعل منكر است يا معروف، حرام است يا واجب، تا در غلط و اشتباه نيفتد و امر به منكر و نهى از معروف ننمايد. و امر به مستحبات و نهى از مكروهات را كه مستحب است با امر به واجبات و نهى از محرّمات كه واجب است اشتباه نكند.

دوّم: آنكه احتمال تأثير بدهد، پس با علم به عدم تأثير، واجب نيست. و همچنين است هرگاه احتمال تأثير نزد عقلا مورد اعتنا نباشد كه در اين صورت هم وجوب معلوم نيست.

سوّم: آنكه تارك واجب يا فاعل حرام اصرار بر آن داشته باشد. پس با علم به امتناع و ترك اصرار، واجب نيست و در صورت ظهور اماره اى كه موجب اطمينان باشد بر امتناع و ترك اصرار، عدم وجوب بعيد نيست. و تصميم گرفتن شخص به ارتكاب منكر و ظهور اين معنى كافى است در وجوب امر به معروف و نهى از منكر اگرچه مقصودش ارتكاب آن يك دفعه باشد و اصرار بر تكرار آن نداشته باشد.

چهارم: آنكه امر به معروف و نهى از منكر متضمّن مفسده و ضررى به خود آمر و يا مال او يا يكى از مسلمانها نباشد، ولى شرطيت اين معنى به اطلاقه معلوم نيست. بعيد نيست به اختلاف مراتب منكر و مراتب ضرر مختلف شود.

فرع سوّم: صدور منكر بايد به طريق معتبر شرعى احراز شود. پس احتمال و مجرد ظنّ كافى نيست و تفحّص و جستجو از احوال مردم به نام امر به معروف و نهى از منكر لازم نيست، بلكه در بعض موارد حرام است.

فرع چهارم: منكر بودن فعل در پيش فاعل بايد محرز باشد، پس در مسايل خلاف اگر احتمال داده شود فعلى نزد فاعل آن. منكر نباشد، واجب نيست و همچنين است اگر احتمال جهل او را به حكم يا به موضوع دهد. بلى از باب ارشاد و تعليم جاهل و تنبيه غافل بايد او را متذكر سازند نه از باب امر به معروف و نهى از منكر.

فرع پنجم: براى امر به معروف و نهى از منكر سه مرتبه است:

اوّل: انكار قلبى است بطورى كه مأمور و منهى به آن ملتفت شود مانند كناره گيرى و ترك معاشرت و مجالست و اظهارکرامت، مثل روى درهم كشيدن و اظهار تنفّر از اهل معاصى.

دوّم: منع كردن به زبان است، ابتدا به نصيحت و موعظه و كلام ليّن و اگر مفيد نشد، به تهديد و تهويل و اگر مؤثر نگشت، به درشتى و خشونت و اگر نه به دشنام از قبيل لفظ جاهل و نادان و مثل آن.

سوّم: منع كردن است به دست كه پس از آنكه از تأثير منع لسانى مأيوس شد، با دست نهى از منكر كند با رعايت «الايسر فالايسر» مثل آن كه ابتدا او را نگاه دارد كه مرتكب معصيت نشود و اگر فايده نكرد او را بزند بشرط آنكه سبب جراحت و قتل نشود. و هرگاه تأثير آن در حقّ كسى موقوف به رساندن جراحت يا قتل باشد جايز نيست مگر با اذن فقيه جامع الشّرائط در زمان غيبت.

فرع ششم: در هر مورد كه امر به معروف و نهى از منكر بدون ايذاء و اهانت ميسّر مى شود، ايذاء و اهانت حرام است و در امر به مستحب و نهى از مكروه، ايذاء و اهانت مطلقاً جايز نيست.

راه اصلاح، يا، امر به معروف و نهي از منكر

 تاليف‌ لطف‌ الله‌ الصافي‌ الگلپايگاني‌

منبع: lib.ahlolbait


گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان

1- مرحوم آية الله العظمى بروجردى، جامع معقول و منقول از شخصيتهاى كم نظير عصر حاضر بشمار مى روند. ايشان در سال 1292 هـ. ق در بروجرد متولد شده و پس از طى مدارج علمى در علوم اسلامى در آنجا و اصفهان و نجف، به قم هجرت نموده و در آنجا همراه با زعامت و رهبرى شيعيان جهان، شاگردان بزرگى را تربيت نمودند و در سال 1380 هـ .ق دعوت حق را لبّيك گفتند. والسّلام عليه يوم ولد و يوم مات و يوم يبعث حيّا وحشره الله مع أجداده الطاهرين. (ر.ك: اعيان الشيعه، مصفى المقال، نقباء البشر، ماضى النجف و حاضرها، لغت نامه دهخدا و مصادر ديگر).

2- مؤلّف محترم، اين فروع را پس از طرح در محضر مرحوم آية الله العظمى بروجردى ـ قدّس سرّه ـ در اين كتاب آورده اند.